لیدی ال خودمانی
"مسیو منظور من از کشتن شاهان به ستوه آوردن پلیس و به وحشت انداختن حکام آن است که نظم اجتماعی موجود بیش از پیش بی رحمانه شود و دست به دفاع از خود بزند . بایستی سرکوبی چنان دامنه دار شود که زنده گی بر توده های مردم غیر قابل تحمل باشد آن وقت است که آنها طغیان می کنند و تمام سیستم سرمایه داری را مبدل به خاکستر می کنند . هدف ما آن است که جامعه را وادار کنیم چنان به توده های مردم فشار بیاورد که خود به خود از زیاده روی منفجر شود و خود را نابود کند . ما باید افراطی باشیم تا دشمنان خود را نیز وادار به افراط کنیم . وقتی ذره ای آزادی باقی نماند مردم شورش می کنند و ما جنگ را می بریم ..."
قسمتهایی از کتاب لیدی ال اثر رومن گاری . این شرایط خیلی به نظرم آشنا آمد . هیچوقت دوست ندارم بازیچه باشم آنهم بازیچه چنین افکاری شما چطور ؟
+ نوشته شده در یکشنبه سوم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 14:33 توسط ذی ذو
|
اولش نوشته بودم کودک درونم را با قلمی اکتیو کرده ام . بعدش نوشتم فکر می کنم روحم متعلق به زنی است زیبا خیلی زیبا اما الان حرفی برای کفتن نمانده . فهمیده ام هیچ غلطی نمی توانم بکنم!