یعنی نمی دانم چه حکایتیست این حکایت روشنفکری در کشور ما که من هنوز در
طی این سی سال آزگار معنی و مفهوم درستی دریافت نکرده ام ازین کلمه یا
بقول دوستان فحش . قبلنها یک تعریف برای خودم داشتم من باب این کلمه اما یک سری اتفاقات افتاد که کلن نظرم نسبت به این کلمه اهریمنی عوض شد .
قسمت اول :
چند ماه پیش مطلبی در مورد ریچارد براتیگان ( برتیگن ) همینجا گذاشته
بودم . دوستی کامنت عجیبی برایم گذاشت . گفته بود چون براتیگان را بصورت
برتیگن نوشته یا تلفظ کرده ام پس یک روشنفکر هستم و به من تبریک گفته بود و
بعدش هم گفت که شوخی کرده ! همان موقع به فکر فرو رفتم یعنی چه آخه تلفظها
در روشنفکری و تاریک فکری چه نقشی می توانند داشته باشند ؟ یعنی اگر من با
آن دوست پشت تلفن صحبت می کردم و ایشان لهجه باحال ترکی مرا می شنید به من
می گفت ااااایش امل بی کلاس ؟!
قسمت دوم :
بعدش یک روز خیلی حال خرابی داری یعنی احوالاتت طوفانی است . یک دوست
اصرار می کند که با او دردو دل کنی . تو هم نامردی نمی کنی ناگهان همه چیز
رو می ریزی روی دایره . چند وقت بعد دوست می گوید با آن حرفها می خواستی
ادای کافکا در بیاوری و بگویی مثلن روشنفکری . حالا دقیقن همین حرف را هم
نزده باشد منظورش دقیقن همین بود !
قسمت سوم :
یکی از خوانندگان وبلاگت گیر می دهد که باهم ناهار بروید بیرون از تو
انکار و از ایشان اصرار . خلاصه آنقدر اصرار می کند که کلافه می شوی و به
تندی می گویی ولمون کن دیگه برادر من آخه درست نیست من با شما بیام بیرون
ناهار بخورم . ایشان هم نه میذاره نه برمیداره می گه دست بردار آدم به
اعتقاداتت شک می کنه تو یک زن روشنفکری این حرفا چیه !
بعدش من نمی دانم در کدام مجله یا در کدام سایت یا کدام وبلاگ رسمی اسم
مرا با نام فامیلیم نوشته اند و اعلام کرده اند اوشا خدابانوی سپیده دمان
یک زن روشنفکر است !؟
تازه یک نفر دیگر هم فکر می کرد من چون موراکامی را دوست دارم باید یک انسان روشنفکر باشم !
یکنفر راهم می شناسم که همیشه ادعا می کرده از بدو جوانی اش انسان
روشنفکری است .و فکر می کرده سیگار کشیدن و مشروب خوردن کروات زدن هم از
ویژگیهای این پدیده اهریمنی است اما هر شب مست می کرد و زنش را زیر مشت و
لگد می گرفت ....
صبح وقتی آقابالاسرمان را راهی محل کار می کردیم دم در از ایشان خواستیم یک تعریف از روشنفکری ارائه بدهند اینطور تعریفش کردند : روشنفکر به کسی گفته می شود که افکار و عقاید ثابتی نداشته باشد و مطابق زمان آنها را به روز کند . به شرطی که دچار تقلید کورکورانه نشود .
اینهمه پاراگراف بی ربط و با ربط اینجا ردیف کردم هنوز معنی دقیقی ازین
کلمه به دست نیاوردم . برایم معنی اش کنید لطفا . کامنتهایتان تائیدی نیست .
دموکراسی برقرار است . میخواهیم روشنفکری بیاموزیم . کم چیزی نیست ...
بعدش من هر چه دنبال عکس مناسبی گشتم برای این پست بگذارم یا مشت گره کرده دیدم یا صادق هدایت و دکتر شریعتی گیرم آمد یا دختر چادری که یک نوار سبز یک وری به خودش آویزان کرده و یا عکس زندانیان سیاسی بالا آمد !