Return
خب یک وقتهایی هست که نوشتنم می رود و زیر درخت آلبالو گم می شود . نمی دانم برای پیدا کردن یا برگرداندنش چه باید بکنم ! همینطور الکی دور خودم می چرخم و نگاه می کنم به اطرافم .
راستی این روزها این مورچه لعنتی بد جور فعال شده . طوری در پیچ و خمهای مغزم راه می رود و قلقلکش می دهد که به کلی از کارم می اندازد . حتا گاهی حس می کنم برای اینکه خانه اش را بزرگتر کند ( همان حفره پشت سرم) شروع کرده به جویدن و خوردن مغزم . خلاصه اینکه من تعطیلم !
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 14:58 توسط ذی ذو
|
اولش نوشته بودم کودک درونم را با قلمی اکتیو کرده ام . بعدش نوشتم فکر می کنم روحم متعلق به زنی است زیبا خیلی زیبا اما الان حرفی برای کفتن نمانده . فهمیده ام هیچ غلطی نمی توانم بکنم!