جدیدا با دیوید سداریس آشنا شدم و خیلی شانسی کتاب بالاخره یه روزی قشنګ حرف می زنم را خواندم و بسی لذت بردم . خواندن این کتاب رو توصیه می کنم . قبلا یعنی چند سال بیش خیلی شانسی با موراکامی آشنا شدم و تبدیل شد به یکی از محبوبترین نویسنده هایی که می شناسم و خودم کشفشون کردم یعنی کسی بهم معرفیشون نکرده . این جناب سداریس هم جزو اونهاست . همین که صفحه ی اول را می خوانید غرق داستان می شوید و وقتی به خودتان می آیید متوجه می شوید 50صفحه از کتاب را خوانده اید و طبق معمول کتابهای آمریکایی کرکر می خندید و اساسی حال می کنید برای خودتان اما هیچ وقت آرزو نمی کنم مثل سداریس بنویسم ! چرایش را نبرسید چون هیچ جوابی برای این سوال ندارم ...

زندګی ام کمی تغیر کرده و زمان می برد تا خودم را با این وضعیت جدید وفق دهم . برای همین دیر به دیر به وبلاګم سر می زنم اما عارضم خدمت دوستانی که جویای احوالم شده بودند و با بیامهای خصوصی خودشون من رو مورد لطف خودشون قرار داده بودند من زنده ام ...

تا قبل از عید اقدام به چاپ اولین کتابم خواهم کرد...

فعلا...