دیشب
خدا چکه چکه اشک می ریخت
یقینا
اون اشکها متعلق به من بود
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13:59 توسط ذی ذو
|
دیشب
خدا چکه چکه اشک می ریخت
یقینا
اون اشکها متعلق به من بود
اولش نوشته بودم کودک درونم را با قلمی اکتیو کرده ام . بعدش نوشتم فکر می کنم روحم متعلق به زنی است زیبا خیلی زیبا اما الان حرفی برای کفتن نمانده . فهمیده ام هیچ غلطی نمی توانم بکنم!