پر از حس غلیظ و ناب خوابم

پاهای برهنه

عشق بازی با ملحفه و لحاف

رویاهای برجسته

از جنس خون و رګ

پر از حس غلیظ و ناب خوابم

لباس خواب نمی پوشم

شلوارم را می کنم

خنکای خواب است

غوطه ور شدن و لولیدن در راهروها و دالانهای پیچ در پیچ

بیدارم نکنید...

بیداری رخوت است!