یادم نیست چند سال است مشغول نوشتن شده ام . یا اینکه از کی به این کار علاقه مند شدم . تنها چیزی که خوب یادم می آید این است که به خودم آمدم و دیدم مداد به دست ګرفته ام و یکریز می نویسم . در طی این مدت چیزهای زیادی یاد ګرفتم که همه اش را خوب بخاطر دارم . فکر هم نمی کنم به این سادګی ها فراموش کنم . یکی ازچیزهایی که یاد ګرفتم زاویه دید است . اینکه نوع نګرش یک نویسنده با بقیه مردم متفاوت است . نویسنده باید بتواند یک چیز را از چندین جهت و راویه ارزیابی کند به زبانی دیګر نباید نګاهش تک بعدی باشد !


کم کم در این جنګی که نزدیک یکسال است شروعش کرده ام ماه و خورشید و فلک به کام من می ګردند...