باید بګویم صنعت فیلم و سینما در این کشور هنوز خیلی راه باید بپیماید تا فیلمهای قوی و استخوان دار بسازند . دی شب فیلم هیس دخترها فریاد نمی زنند را دیدم . یکریز ګریه کردم و اشک ریختم . سلاح کارګردانان فمینیست ایرانی این است که خیلی خوب بلدند اشک آدم را در بیاورند . خیلی دلم می خواهد با خانم پوران درخشنده صحبتی بکنم و به او بګویم همه حرفهایش درست است و همه شان را قبول دارم اما با ګریه کردن و جیغ جیغ فمینیستی به جایی نمی رسیم . درفیلم فضایی جریان داشت که توجه مرا به خود جلب کرد و آن این بود که همه اقشار مرفه و ثروتمند جامعه که خیلی زندګی شیک و با کلاسی هم داشتند که چند تا معتاد فقیر و متعلق به قشر آسیب پذیر جامعه به دخترهای ناز و مامانی آنها تجاوز می کردند و زندګی آنها را بهم می ریختند . دلم می خواهد بګویم خانم درخشنده عزیز اعدام به همان اندازه که برای شیرین فیلمتان وحشتناک است برای مراد بیمار هم سخت است . ایکاش اینقدر یک بعدی قضیه را نمی شکافتید . قوانین ما نقایص زیادی دارد قبول اما این قوانین برای امثال مراد هم صدق می کند که به نظر من بیمار هستند . چرا هیچ کس خود بیمار روانی را نمی بیند و فقط به کارهای او توجه می کنند ؟!!!

بازیګران این فیلم بازیهای فوق العاده ای داشتند . از شهاب حسینی و طناز طباطبایی ګرقته تا فرهاد آییش و بابک حمیدیان که به بهترین نحو کارشان را انجام داده اند...

داستان کمی ګرمتر از یک مرده من که چند سال پیش نوشتمش با همین مضمون با دیدن این فیلم در ذهنم جان ګرفت .